سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
81
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)
6 - معرّف باضافه . 7 - معرّف بالنّداء . علم و اقسام آن علم : آنست كه دلالت كند بر تعيين مدلول و مسمّايش بدون احتياج به شىء ديگرى بطوريكه در همان وضع اوّل مقصود و غرض حاصل مىگردد و آن بر دو قسم است . 1 - علم شخص . 2 - علم جنس . علم شخص : عبارتست از اسمى كه مسمّاى خود را بدون نيز بقيدى معين نمايد نظير : مكّه كه علم است براى شهر معروف . علم جنس : عبارتست از اسمى كه مدلول و مسمّايش جنسى از اجناس باشد مانند : امّ عريط كه علم است براى جنس عقرب . مصاديق و افراد علم علم داراى مصاديق و افرادى است كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم : 1 - اسم ، علمى كه اسم باشد همچون جعفر كه اسم و علم است براى شخص . 2 - كنيه ، علمى كه كنيه براى كسى باشد نظير امّ هانى و ابو المعالى و ابن عساكر . و در توضيح آن گفتهاند : آنست كه در اوّلش كلمات امّ ، اب و ابن باشد چنانچه در مثال معلوم مىباشد . 3 - لقب ، علمى است كه دال بر مدح يا ذم باشد مانند : علّامه ( دال بر مدح است ) و ابو لهب ( دال بر ذم است ) . 4 - علم منقول : آنست كه قبلا در غير علميّت استعمال شده سپس از آن معنا نقل پيدا كرده و علم گرديده است . علم منقول داراى اقسامى است به اين شرح :